|
معرفی سازهای سنتی
|
|
07-01-2011, 05:23 AM
ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
معرفی سازهای سنتی
ني :
ني قديمي ترين ساز بادي است و در ايران سه نوع آن مورد استفاده قرار مي گيرد : 1.ني كوتاه با قطر نسبتاً كلفت كه سازي محلي است و داراي هفت بند است و 5 سوراخ در رو و يكي در پشت آن قرار دارد و صدايش زير و بسيار روشن است . طول آن معمولاً 30 تا 33 سانتي متر و قطر آن تقريباً 5/2 سانتي متر است . 2.ني بلند كه صداي بسيار بمي دارد اين نوع ني داراي 4 سوراخ در رو و يكي در پشت آن مي باشد طول آن بين 70 تا 80 سانتي متر و قطر دهنه آن 5/2 سانتي متر است . 3.ني هفت بند ، اين ني جزو سازهاي موسيقي سنتي است كه روي آن 5 سوراخ و پشت آن يك سوراخ قرار دارد . عـــود سازي زهي است كه شكل آن در اصل شبيه بربط بود ، شكم اين ساز بسيار بزرگ و گلابي شكل و دسته آن بسيار كوتاه است به طوري كه قسمت بيشتر طول سيمها در امتداد شكم قرار گرفته است . سطح روي به شكم ا زجنس چوب است كه بر آن پنجره هاي مشبك ايجاد شده است . ورقه هاي چوب كه براي ساختن كاسة عود به كار مي رود بايد از چوبهاي سبك و محكم باشد و رويه كاسه را بايد از چوب محكمتر ساخت . عود داراي 10 سيم يا 5 جفت سيم است كه سيمهاي جفت هم صدا با هم كوك مي شوند و هر يك از اين سيمهاي دهگانه يك گوش مخصوص به خود دارد . انواع عــود : 1.عود فارسي 2.عود الشبوط 3.عود كامل معمولاً عود فارسي را به وسيلة مضرابي كه از پرلاشخور تهيه مي شود مي نوازند ولي به علت كمياب بودن پر غالباً با تلق يا مضراب ماندولين نواخته مي شود . ايران مولداصلي اين ساز به شمار مي آيد و براي اولين بار در زمان ساسانيان نواخته مي شده است . دف : دف نام ساز كوبه اي يا ضربه اي به شكل گرد وگاهي اوقات مربع و از جنس چوب است كه بر آن پوستي از بز ، گوسفند مي كشند . بر طبق رواياتي كه از روزگاران كهن در ادبيات ايران باستان آمده است ، مراسم جشن نوروز و تحويل سال يا رسيدن دوره شاهنشاهي ساسانيان ، توسط نواي دف همراهي مي شده است دف در ايران ساساني ، همراه با سرودهاي خسرواني و به طور گروه نوازي مورد استفاده قرار مي گرفته است همچنين تصاويري از نوازندگان دف بر روي سفال ها و نقاشي هاي باقيمانده پيش از ميلاد مسيح به دست آمده است كه خود گواهي بر قدمت ، اصالت و دست نخوردگي اين ساز است . دف در لغت به معناي لوحه و خط به كار رفته است . در ايران ، امروزه اين ساز عموماً در مناطق كردنشين رايج است و قدمت استفاده از اين ساز در اين منطقه ، پيوندي ناگسستني با موسيقي ايران باستان دارد . دف به طور كلي بر دو نوع است : دايره و مربع ساختمان دف از 6 قسمت تشكيل شده است كه عبارتند از : 1.كمانه : حلقه اي چوبي با عرض 5 تا 7 ودايره اي به قطر حدود 48 تا 53 سانتي متر است . 2.پوست : در دف از پوست حيوانات مختلفي مانند آهو ، بز ، ميش ، بز كوهي و ماهي استفاده مي گردد ؛ اما به حكم تجربه ، پوست كهنه بز يا ميش و بعضاً پوست آهو ، نسبت به ديگر پوست ها از كيفيت صوتي مطلوبتري برخوردارند . اكنون از پوستهاي مصنوعي نيز استفاده مي شود . 3.گل ميخ : براي نگهداشتن پوست بر روي كمانه ، در مقطع پشتي كمانه ، ميخ هايي از جنس برنج ، مس يا آهن كوبيده مي شود كه اصطلاحاً گل ميخ گفته مي شوند . 4.قلاب : قلابهايي از جنس آهن يا مس در ديواره داخلي كمانه نصب مي شوند كه محل اتصال حلقه ها هستند . 5.حلقه هايي از جنس برنج ، مس و بعضاً آهن كه به قلابهاي جداره نصب مي گردند در هر قلاب 4 حلقه آويزان است . 6.تسمه چرمي : گاهي براي سهولت نوازندگي ، در داخل كمانه تسمه اي چرمي تعبيه مي گردد كه دور مچ دست چپ پيچيده مي شود و بدين ترتيب ، تسلط بيشتر را براي نوازنده فراهم مي آورد . قابل ذكر است كه امروزه دفهايي ساخته شده كه كشش پوست آنها كم و زياد مي شود و اصطلاحاً به دف كوكي معروف است . تنبك : تنبك ، سازي ضربه اي و كوبه اي است . تنبك از روزگاران باستان در ايران وجود داشته و ايرانيان اين ساز ضربه اي را در تشريفات ، مراسم سرور و جشن و شادي يا در صبح و شام و ديگر مواقع لازم مي نواخته اند . تنبك را اصولاً از چوب و گل پخته (سفال) و به ندرت از فلز مي سازند . اين ساز از دو قسمت كلي و استوانه اي شكل تشكيل شده است . قسمت اول قسمت بالا كه هنگام نواختن آن را به سمت جلو مي گيرند . روي اين قسمت پوستي كشيده شده كه از جنس بز است . قسمت دوم : استوانه باريكتري است كه در انتها كمي گشادتر شده است و به دهانه باز منتهي مي گردد . نقش همنوازي در اين ساز ، نه فقط همراهي ساز و آواز ، بلكه تأمين و نگهداري ضرب در موسيقي است . انواع تنبك دو گونه است : تنبك زورخانه و معمولي . تنبك زورخانه : بزرگتر از تنبك معمولي است . سـنج : سنج به رده سازهاي كوبيدني متعلق مي باشد . اين نوع ساز با به هم كوبيدن يا (به هم ماليدن) دو قطعه مشابه به صدا در مي آيد . سنج هاي فلزي در آسيا ، خاورميانه و اروپا داراي تاريخچه طولاني است . اين ساز به طور معمول در حالت افقي نواخته مي شود ، هنگامي كه ساز در حالت عمودي بر هم ماليده شود صداي حاصل از آن زنگ بيشتري دارد . سنج معمولاً متشكل از فلزهايي با حاشيه پهن و برآمدگي كوچك در مركز مي باشد . تـامبـورين : سازي است از خانواده كوبه اي ها كه شامل قاب يا دور شبيه دايره مي باشد كه به جاي حلقه زنگوله هايي به جدار داخلي آن نصب شده است بر بدنه يا دور آن شكافهايي تعبيه كرده اند كه درون آن دو صفحه گرد فلزي كوچك قرار دارد . با تكان دادن ساز مي توان از حلقه ها توليد صدا كرد . دايــــره : سازي است مدور از جنس چوب كه بر روي آن پوست مي كشند اين ساز در حلقه اي چوبي به عرض 5 تا 7 سانتي متر و دايره اي به قطر 25 تا 40 سانتي متر تشكيل شده است كه بر يكي از سطح هاي جنبي دايره اي شكل آن پوست كشيده مي شود و در جدار داخلي آن حلقه هاي فلزي كوچك به فواصل مساوي آويزان است . دمـــام : سازي است كوبه اي كه دو طرف آن را پوست كشيده باشند . طرف راست را با چوب و طرف چپ را با دست مي نوازند . دمام از قسمتهاي پيپ ، چمبره ، پوست و بند تشكيل شده است . پيت دمام (بدنه) از چوب است و در قديم يك تكه بوده است . سازي باستاني است كه در هنگام جنگ و رزم از آن استفاده مي شده است . ضـرب زورخـانـه : تنبكي كه در زورخانه و مكان هاي ورزش باستاني ايران ، از قديم الايام نواخته مي شده است . جعبه اي بزرگتر از تنبك معمولي دارد و زماني پوست گوسفند يا آهو بر آن مي كشيدند و امروزه از پوست بز استفاده مي كنند علت انتخاب پوست بز نازكي آن در ايجاد طنين بيشتر است . قسمت بالاي آن ، به شكل جام (كاسه) و قسمت دنباله (در پائين) مخروطي تر از تنبك معمولي است علاوه بر اين ، تنبك زورخانه را از گل پخته مي سازند و صداي آن نيز بم تر از تنبك معمولي است . بلندي ساز 45 و قطر دهانة پوستي آن ، 48 سانتي متر مي باشد . سنتـــور : اگر بناي سنتور را قطعاً شرقي بدانيم ، به سختي مي توان گفت كه در چه زماني پديد آمده است . در هيچ يك از اجراهاي قبل از دوره قاجار ديده نشده ولي بي لطف نيست كه در اينجا از ساعتي ياد شود كه در زمان ناصرالدين شاه ساخته اند و در درون آن ساعت ، سنتوري كار گذاشته اند كه در رأس هر ساعت به طور خودكار نغمه اي مي نواخته است . سنتوري كه در روزگار ما در ايران نواختنش رايج است جعبه اي است ذوزنقه اي شكل كه بيشتر از چوب درخت گردو مي باشد و ساختن آن را به ابونصر فارابي منسوب كرده اند . بر سطح فوقاني ذوزنقه اي تو خالي 72 سيم كشيده شده كه دو سر آن سيمها به وجوه جانبي سنتور متصل است . به روي سطح يا صفحه بالايي دو سوراخ به شكل گلهاي هشت پر تعبيه شده كه مخصوص انعكاس صوت است و دو رديف 9 تايي پايه كه هر چهار سيم روي يكي از آنها سوار شده و به نام خرك خوانده مي شود (خرك سنتور مانند زنگوله اي است كه وارونه روي زمين قرار گرفته باشد) . اين ساز با دو مضراب چوبي نواخته مي شود . دهـــل : سازي كوبه است اين ساز در واقع طبل بزرگي است كه بر دو طرف آن پوست كشيده باشند ساختمان اين ساز از يك استوانة چوب و گاه فلزي بزرگ به قطر تقريباً يك متر و ارتفاع 25 تا 35 سانتي متر تشكيل شده است . به روي اين استوانه پوستي از گاو يا گاوميش مي كشند و سپس پوستها را با طناب يا ريسمان بر روي چوبها محكم مي كنند به روي استوانة چوبي ، بندي قرار مي دهند كه نوازنده آن را بر دوش يا گردن خود مي اندازد . دهل را با چوبي كه در دو دست مي گيرند ، مي نوازند . يكي از چوبها بزرگ است و شكلي شبيه به عصا دارد و يك طرف آن بزرگتر از طرف ديگر است . با طرف بزرگتر اين چوب دهل نوازي مي كنند چوب ديگر نازك و ظريف است اين چوب تركه نام دارد صداي اين ساز ، نامعين و بستگي به شدت ضربه هايي دارد كه نوازنده بر آن وارد مي كند اين ساز در قديم الايام در ايران رواج داشته و در شامگاه و صبحگاه نواخته مي شده است همچنين در رزم ها و جنگ هايي كه صورت مي گرفته ، دهل به همراه سرنا نواخته مي شده است . در ايران اين ساز در مناطق فارس ، بلوچستان و كردستان بيشتر از ساير جاها مورد استعمال دارد و داراي شكلهاي متفاوت است . كمــانچــه : كمانچه گونه اي از عود آرشه اي است كه از اجزاي زير ساخته شده است : 1.يك كاسه طنيني (از چوب ، فلز ، جوز هندي ، نارگيل ، كدو ...) 2.روي كاسه كمانچه پوست گاو ، بز ، آهو ، ماهي و مانند اينها كشيده مي شود . 3.دسته نسبتاً درازي كه پرده بندي نشده است و تقريباً 30 سانتي متر مي باشد . 4.در انتهاي كاسه پايه اي كوتاه از جنس فلز و احتمالاً از جنس چوب نصب مي كنند كه نوازنده آن قسمت را روي ران خود و يا روي زمين مي گذارد تا بتواند به راحتي نوازندگي كند . 5.چوبي هلالي شكل يا منحني و يا به صورت كمان كه به آن يك دسته موي اسب بسته اند. نوازنده به جاي زخمه زدن بر تارها اين كمانه يا آرشه را بر سيمها مي كشد از همين روست كه اين ساز را كمانچه ناميده اند . تــار : از سازهاي قديمي ايران است كه در قديم به آن وتر مي گفتند . هنوز از تاريخ دقيق ساخت و پيدايش آن اطلاعات درستي در دسترس نمي باشد ولي از قرار معلوم تاريخ آن به زمان ابونصر فارابي بر مي گردد . اجزاي تار به اين شرح است : 1.دسته از چوب فوفل و گردوي كهنه 2.كاسه از چوب توت كه شكل ظاهريش شبيه دل است و به همين دليل تار را ساز اهل دل مي نامند . 3.پوست روي نقاره و كاسه از پوست بره تودلي 4.خرك كه معمولاً از شاخ گوزن تهيه مي گردد . 5.سيم گير يا دكمه اي كه بخش تحتاني سيمها به آن متصل مي گردد كه جنس آن از استخوان پاي شتر و يا استخوان پشت ماهي مي باشد . 6.پرده ها ، از روده گوسفند . 7.مضراب كه تيغه اي است برنجي و آن قسمت كه در دست نوازنده قرار مي گيرد با مومي به قطر معين پوشيده مي شود . 8.سيمها از جنس فلز و دو سيم اول و سيم پنجم به رنگ سفيد و سيمهاي سوم و چهارم و ششم به رنگ زرد مي باشد كه صداي سيم هاي سفيد زيرتر و صداي سيمهاي زرد بم تر مي باشد . تارباس سازي است از خانواده تار كه چند سانتي متر دسته آن بلندتر و كاسه طنيني آن پرحجم تر است . تارباس داراي سه رشته سيم از جنس زه است . پيش تر جنس سيمهاي آن از روده بوده است . admin*****khonjiha |
|||
|
|
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
آخرین پست ها

جستجو
لیست اعضا
تقویم
راهنما




